سال 93 ، کلوب ، شروع بی پایان یک داستان
درست یادمه سال 93 بود
که با هزار ذوق و شوق رفتم واسه اینترنت ADSL ثبت نام کردم
و با هزار بدبختی راه اندازی شد
خب من خیلی زود عاشق چت کردن شدم
هر جا که بود .. چت روم - یاهو - فیسنما - فیسبوک - ویسگون و...
نمیدونستم دنبال چی ام تو اینا
فقط تو گروه ها بودم
من به طرز اتفاقی با کلوب آشنا شدم
و توش اتفاقایی افتاد
که حداقل 60 درصد مطالب این وبلاگ مربوط به اون اتفاقاته
هنوزم اکانتم رو دارمش .. اما دیگه از وقتی تلگرام اومد .. از وقتی واتس اپ و لاین و وایبر اومد
این شبکه ها هم کم کم خاموش شدند
تا اینکه امروز خبر دار شدم
کلوب تا آخر پاییز بسته میشه .. :(
ناراحتم
به اندازه 3 سال خاطره ایی که از کلوب دارم
اشتباهام
دل شکستن هام
شادی هام
همه دارن خاموش میشن
کاش یه اتفاقی میوفتاد و بسته نمیشد ...
..
هعیی...
چیزی ندارم دیگه بگم ...
فقط
کاش این داستانی که شروع کردم و میدونستم پایانی نداره
هنوزم بی پایان بمونه :(
ربات.