وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌ها، تجربیات و غیره‌های یک ربات قدیمی!

وبلاگ آقای ربات

باخت به..

وقتی من یک نفر بودم

و خدا با کل زمین مرا در میدان مبارزه انداخته بود

وقتی از هر طرف کیش میشدم و راه فراری نبود

وقتی صاف می ایستادم جلوی شاهان سفید و لبخند میزدم با غرور

نباخته بودم

و نمیباختم

مات نمیشدم

کسی باورش نمیشد من

شاه سیاه شطرنج

به یک بچه ببازم

بچه ای که دل مرا هدف قرار داد

و

خب ...

کشیدن ماشه هم سن و سال نمیشناسد که ...

:)

باختم..

امضا.شاه سیاه

آقای ربات
چهارشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۷
20:38
درحال بارگذاری..