گفتگویی با هیولا
هیولا: اگه میخوای کسی رو بکشی، از امیدهاش شروع کن.
من: میدونستی مرگم با اسمش هموزنه؟!
هیولا: مکث
من: هیولا جهنم چقدر گرمه؟
هیولا: به اندازهای گرم هست که تمام خوب بودنای الکیتو بسوزونه.
من: مکث
هیولا: چته امروز؟ چرا زیر چشمات پف کرده؟!
من: امروز هر چقدر که گریه کردم، بازم هیچ بذرِ فراموشی سبز نشد...
هیولا: مکث
من: مکث
آقای ربات
جمعه هفتم آذر ۱۴۰۴
0:40
درحال بارگذاری..