وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌ها، تجربیات و غیره‌های یک ربات قدیمی!

وبلاگ آقای ربات

سد

ساعت حوالی پنج عصر

کوچه های خالی از عبور آدم ها

درختان پاییزی در سکوت

به پنجره خانه ها خیره میشوم

در هر کدام روشنایی به چشم میخورد

لبخند آدم ها را میشنوم

روزمرگی هایشان را حس میکنم

زندگی هایشان را میبینم

کف خیابان سرد

کفش هایم خسته از راه رفتن

دست در جیب و دل لرزان

من

خسته ام از

مرور همیشه تو

-شاه سیاه

آقای ربات
پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۷
20:36
درحال بارگذاری..