خیالباف
امروز صبح که بیدار شدم گریه کردم! موقع شستن صورتم و مسواک زدن گریه میکردم. توی تاکسی گریه کردم. سر ناهار گریه کردم. موقع نواختن ویولن توی کلاس گریه کردم. وقتِ برنامهنویسی گریه کردم. پیادهروی میکردم، بارون میومد و منم گریه میکردم. دیدی؟ من همونطور که تونستم حالِ خوب رو خیالبافی کنم، امروز حالِ بد رو هم خیالبافی کردم.
آقای ربات
یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۴
22:25
درحال بارگذاری..