از جهان رها
یکی از معدود روزهایی از سال هست که حالم خوبه. با اینکه هیچی خوب نیست! اما بالاخره یاد گرفتم با منطق و فلسفه و روانشناسی، خودم رو آروم کنم و لحظهها رو کنترل کنم و بهترینِ لحظهها باشم. خیلی هنوز توش خوب نیستم. ممکنه یه جاهایی بلغزم و از مسیر خارج بشم. سعی میکنم مفید باشم و بمونم. اینا نتایج رفتنِ توعه. اگر تو نمیرفتی من اینقدر درد نمیکشیدم تا رشد کنم! رشد کردن درد داره. بعضیا به جون میخرن اما من جونمو فروختم. اگر تو نمیرفتی الان اینقدر از جهان رها و بینیاز نبودم. اگر تو نمیرفتی لرزشِ لبام جلسه اولِ تراپی الان تبدیل نشده بود به محکم حرف زدن توی اتاق درمان و برنامهریزی کردن برای آینده. حس عجیبیه! یاد گرفتم به تو فکر کنم، برای تو غصه بخورم، دلتنگت باشم، اما حالم خوب باشه! حالم خوبه...
آقای ربات
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴
0:29
درحال بارگذاری..