وقتی آرژانتین گل زد!
صدای انفجار اومد و همه رفتن بیرون ببینن چه خبره. منم موبایل به دست رفتم بیرون. همه نشسته بودن توی کوچه، منم یه گوشه داشتم فوتبال میدیدم! آرژانتین و انگلیس، انگلیس با یه گل جلو بود و افسرده بودم! یه لحظه مسی پاس داد به انزو فرناندز و انزو فرناندز شوت زد و گل! نمیدونم چی شد! یه لحظه انقد خوشحال شدم که پریدم هوا و داد زدم گلللل! یهو دیدم همه ترسیدن و دارن منو نگاه میکنن! همونو پاشدم اومدم خونه و باقی خوشحالیمو توی خونه خالی کردم! بیشتر از خوشحالی برای گل میدونی از چی حالم خوش بود؟ از اینکه تونستم خوشحالیمو بروز بدم! از وقتی تو رفتی و قرصای افسردگی اومدن، انگار یه لایه گرد و خاک عمیق روی تمام احساساتم نشسته بود. گریه، شادی، هیجان، ترس همه چی... ولی اون شب یه جور دیگه شد :)
- این پست در بلاگیفای
آقای ربات
جمعه بیست و ششم تیر ۱۴۰۵
21:15
درحال بارگذاری..